تبلیغات
جک ومطالب طنز فقط برای خنده - فقط یک لحظه تامل
 
جک ومطالب طنز فقط برای خنده
have god time into the nife
درباره وبلاگ


سلام امیدوارم دراین جا لحظاتی خوشی داشته باشید

مدیر وبلاگ : amir hy
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
یکشنبه 16 تیر 1392 :: نویسنده : amir hy
اینو بخونید . موهای تنتون سیخ میشه :|
یه دختر و پسر که روزی همدیگر را باتمام وجود دوست داشتن ، بعد از پایان ملاقاتشون با هم سوار یه ماشین شدند و آروم کنار هم نشستن ... دخترمیخواست چیزی را به پسر بگه ، ولی روش نمیشد ...! پسر هم کاغذی را آماده کرده بود که چیزی را که نمیتوانست به دختر بگوید در آن نوشته شده بود پسر وقتی دید داره به مقصد نزدیک میشه، کاغذ را به دختر داد . دختر هم از این فرصت استفاده کرد وحرفش را به پسر گفت که شاید پس از پایان حرفش پسر از ماشین پیاده بشه و دیگه اون را نبینه ... دختر قبل از این که نامه ی پسر را بخواند ، به اون گفت : دیگه از اون خسته شده ، دیگه مثل گذشته عشقش را نسبت به اون از دست داده و الان پسر پیدا شده که بهتر از اونه ..!پسر در حالی که بغض تو گلوش بود و اشک توی چشماش جمع شده بود ، با ناراحتی از ماشین پیاده شد............در همین حال ماشینی به پسر زد و پسردرجا مــُـرد ... دختر که با تمام وجود در حال گریه بود ، یاد کاغذی افتاد که پسر بهش داده بود!وقتی کاغذ رو باز کرد پسر نوشته بود:
.
.
... ... .
...
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
..
.
اگــه یــه روز تــرکــم کـنــی میــمیــرم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 23 مرداد 1396 02:29 ب.ظ
After going over a few of the blog articles on your blog, I honestly like your technique of blogging.
I book marked it to my bookmark webpage list and will
be checking back soon. Take a look at my web site as well and
let me know how you feel.
شنبه 29 تیر 1392 10:17 ق.ظ
محشر بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر